abgöttisch
پرشور، دیوانهوار (عاشقانه)
Bedeutungen
1
به شدت عاشق یا شیفته کسی یا چیزی بودن، به طوری که عقل و منطق در آن دخیل نباشد؛ عشق یا شور دیوانهوار.
- Sie verehrte ihren Idol mit abgöttischer Liebe.او با عشقی دیوانهوار بت خود را میپرستید.
- Er war abgöttisch in sie verliebt und konnte an nichts anderes denken.او دیوانهوار عاشق او بود و نمیتوانست به چیز دیگری فکر کند.
- Die Fans zeigten eine abgöttische Hingabe für ihr Team.هواداران تعصبی دیوانهوار به تیم خود نشان دادند.