abgalten

Aussprache: /ˈapɡaltn̩/
Wortzerlegung: ab·gal·ten
Konjugierte Form

جبران کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

بدهی، خسارت یا خدمتی را با پرداخت پول یا انجام کاری جبران کردن.

  • Er musste den Schaden am Auto abgelten.او مجبور بود خسارت وارده به خودرو را جبران کند.
  • Die Überstunden werden durch Freizeitausgleich abgegolten.اضافه کاری‌ها با مرخصی جبران می‌شوند.
2 Akkusativ

گناه، اشتباه یا تقصیری را با انجام کاری یا تحمل رنجی جبران کردن؛ کفاره دادن.

  • Er versuchte, seine Fehler durch gute Taten abzugelten.او سعی کرد اشتباهاتش را با کارهای خوب جبران کند.
  • Manche glauben, dass man Sünden im Leben abgelten muss.برخی معتقدند که باید گناهان را در زندگی جبران کرد.