abgasgeschwängert

Aussprache: /ˈapɡaːsɡəˌʃvɛŋɐt/
Worttrennung: ab·gas·ge·schwän·gert
صفت

آلوده به گازهای خروجی، پر از دود اگزوز

Bedeutungen

1

توصیف فضایی که به شدت با گازهای سمی و آلاینده ناشی از اگزوز وسایل نقلیه آلوده شده است.

  • Die Luft in der Innenstadt war dick und abgasgeschwängert.هوای مرکز شهر غلیظ و آلوده به گازهای خروجی بود.
  • Wir mussten schnell durch die abgasgeschwängerte Zone fahren.ما مجبور بودیم به سرعت از منطقه آلوده به گازهای خروجی عبور کنیم.
  • Der Geruch von abgasgeschwängertem Diesel lag in der Luft.بوی دیزل آلوده به گازهای خروجی در هوا پیچیده بود.