abgasgeschwängert
آلوده به گازهای خروجی، پر از دود اگزوز
Bedeutungen
1
توصیف فضایی که به شدت با گازهای سمی و آلاینده ناشی از اگزوز وسایل نقلیه آلوده شده است.
- Die Luft in der Innenstadt war dick und abgasgeschwängert.هوای مرکز شهر غلیظ و آلوده به گازهای خروجی بود.
- Wir mussten schnell durch die abgasgeschwängerte Zone fahren.ما مجبور بودیم به سرعت از منطقه آلوده به گازهای خروجی عبور کنیم.
- Der Geruch von abgasgeschwängertem Diesel lag in der Luft.بوی دیزل آلوده به گازهای خروجی در هوا پیچیده بود.