abangeln
آخرین بار ماهیگیری کردن (در یک فصل یا سال)
Beispiele
- Im Frühling wird angeangelt, im Sommer durchgeangelt im Herbst ''abgeangelt'' und im Winter eisgeangelt.در بهار ماهیگیری شروع میشود، در تابستان ادامه مییابد، در پاییز آخرین ماهیگیری انجام میشود و در زمستان ماهیگیری روی یخ صورت میگیرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک منطقه آبی را با ماهیگیری بیش از حد یا کامل از ماهی خالی کردن
- Die Fischer haben den See fast vollständig abgeangelt.ماهیگیران تقریباً تمام ماهیهای دریاچه را صید کردهاند.
- Durch Überfischung werden viele Gewässer abgeangelt.به دلیل صید بیرویه، بسیاری از آبها از ماهی خالی میشوند.
2
Akkusativ
(مجازی) چیزی را با دقت و تلاش زیاد از میان چیزهای دیگر جدا کردن یا به دست آوردن
- Er hat die besten Stücke aus dem Angebot abgeangelt.او بهترین قطعات را از پیشنهاد جدا کرد (به دست آورد).
- Man muss die Informationen sorgfältig abangeln.باید اطلاعات را با دقت استخراج کرد.