abatmen

Aussprache: /ˈapˌaːtmən/
Wortzerlegung: abat·men
فعل

بازدم کردن، از طریق تنفس خارج کردن

Beispiele

  • Beim Auftauchen wird der Stickstoff vom Gewebe über das Blut zu den Lungen transportiert und dort ''abgeatmet.هنگام بالا آمدن، نیتروژن از طریق بافت‌ها از طریق خون به ریه‌ها منتقل شده و در آنجا «بازدم می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از طریق تنفس، گازهای خاصی را از بدن خارج کردن.

  • Der Patient muss das Kohlendioxid abatmen.بیمار باید دی‌اکسید کربن را خارج کند.
  • Die Lunge atmet die verbrauchte Luft ab.ریه‌ها هوای مصرف شده را خارج می‌کنند.