abbeten
با عجله و یکنواخت دعا کردن؛ با دعا جبران کردن
Beispiele
- Ich fasse einen Rosenkranz aus grauen Perlen zusammen, und diesen Rosenkranz muß mir der Lazarus allabendlich ''abbeten'', ehe er zu Bette geht.من یک تسبیح از مهرههای خاکستری جمع میکنم، و لازاروس باید هر شب قبل از خواب این تسبیح را برای من دعا کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Gebet)
یک دعا یا سلسلهای از دعاها را به پایان رساندن یا تکرار کردن.
- Die Nonne betete ihren Rosenkranz ab.راهبه تسبیح خود را دعا کرد (به پایان رساند).
- Er betete die vorgeschriebenen Gebete jeden Morgen ab.او دعاهای مقرر را هر روز صبح میخواند.
2
Akkusativ (Sünde, Schuld)
با دعا کردن، گناه یا مجازاتی را از خود دور کردن یا جبران کردن.
- Man kann seine Sünden nicht einfach abbeten.نمیتوان گناهان خود را به سادگی با دعا جبران کرد.
- Er versuchte, seine Schuld durch Buße und Abbeten zu tilgen.او سعی کرد گناه خود را با توبه و دعا کردن پاک کند.