abgeblassten
دمیده شده، فوت شده، لغو شده (صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم چیزی که لغو شده)
لغو یا لغو شده؛ به طور رسمی از برنامه یا تعهد صرف نظر شده است.
- Das ursprünglich für den Abend geplante Konzert wurde wegen des schlechten Wetters kurzfristig abgeblassten.کنسرت که در اصل برای عصر برنامهریزی شده بود، به دلیل هوای نامساعد به طور ناگهانی لغو شد.
- Die für morgen angesetzte Versteigerung musste aufgrund rechtlicher Unstimmigkeiten abgeblassten werden.مزایدهای که برای فردا برنامهریزی شده بود، به دلیل اختلافات حقوقی مجبور به لغو شد.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم صدا یا سیگنال)
از بین رفته یا ضعیف شده؛ در مورد صدا یا سیگنال که به دلیل موانع یا فاصله کاهش یافته یا قطع شده است.
- Die Durchsage des Kapitäns war über die Bordlautsprecher nur abgeblassten und kaum verständlich.اعلامیه کاپیتان از طریق بلندگوهای کشتی ضعیف و به سختی قابل فهم بود.
- Das Funksignal wurde durch die dichten Wälder stark abgeblassten, sodass eine klare Verbindung nicht möglich war.سیگنال رادیویی به دلیل جنگلهای انبوه به شدت ضعیف شد، به طوری که ارتباط واضح امکانپذیر نبود.
3
Akkusativ (مفعول مستقیم شعله یا شمع)
خاموش شده؛ به ویژه در مورد شعله شمع یا آتش که با دمیدن هوا از بین رفته است.
- Mit einem kräftigen Atemzug blies er die Kerzen auf dem Geburtstagskuchen abgeblassten.او با یک نفس قوی، شمعهای روی کیک تولد را فوت کرد و خاموش کرد.
- Der Windstoß blies die kleine Flamme der Öllampe abgeblassten.وزش باد شعله کوچک چراغ نفتی را خاموش کرد.