abgebrüht
بیتفاوت، سنگدل، خونسرد و بیعاطفه (عامیانه)
Bedeutungen
1
کسی که به دلیل تجربه زیاد یا مواجهه مکرر با موقعیتهای دشوار، دیگر تحت تأثیر احساسات قرار نمیگیرد؛ بیاحساس، بیعاطفه یا بیپروا.
- Er ist ein abgebrühter Geschäftsmann, der keine Skrupel kennt.او یک تاجر بیعاطفه است که هیچ وجدانی ندارد.
- Nach vielen Jahren im Krieg war der Soldat abgebrüht.سرباز پس از سالها جنگ، بیعاطفه شده بود.
- Sie reagierte auf die Kritik mit einer abgebrühten Miene.او با چهرهای بیتفاوت به انتقاد واکنش نشان داد.