abgebrüht

Aussprache: /ˈapɡəˌbʁyːt/
Worttrennung: ab·ge·brüht
صفت

بی‌تفاوت، سنگدل، خونسرد و بی‌عاطفه (عامیانه)

Bedeutungen

1

کسی که به دلیل تجربه زیاد یا مواجهه مکرر با موقعیت‌های دشوار، دیگر تحت تأثیر احساسات قرار نمی‌گیرد؛ بی‌احساس، بی‌عاطفه یا بی‌پروا.

  • Er ist ein abgebrühter Geschäftsmann, der keine Skrupel kennt.او یک تاجر بی‌عاطفه است که هیچ وجدانی ندارد.
  • Nach vielen Jahren im Krieg war der Soldat abgebrüht.سرباز پس از سال‌ها جنگ، بی‌عاطفه شده بود.
  • Sie reagierte auf die Kritik mit einer abgebrühten Miene.او با چهره‌ای بی‌تفاوت به انتقاد واکنش نشان داد.