abgebremsten

Aussprache: /apɡəˈbʁɛmstən/
Wortzerlegung: ab·ge·brems·ten
Deklinierte Form

کاهش یافته، متوقف شده (در مورد سرعت)

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم وسیله نقلیه یا جسم)

کاهش سرعت یا توقف کامل یک وسیله نقلیه یا جسم متحرک با استفاده از ترمز.

  • Der Fahrer musste das Fahrzeug abrupt abbremsen, um einen Unfall zu vermeiden.راننده مجبور شد خودرو را به طور ناگهانی متوقف کند تا از وقوع حادثه جلوگیری کند.
  • Die Bergabfahrt erforderte ständiges Abbremsen, um die Kontrolle zu behalten.سرازیری نیاز به ترمزگیری مداوم داشت تا کنترل حفظ شود.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم فرآیند یا توسعه)

کند کردن یا متوقف کردن پیشرفت یک فرآیند، توسعه یا فعالیت؛ مهار کردن.

  • Die wirtschaftliche Rezession hat das Wachstum des Sektors erheblich abgebremst.رکود اقتصادی رشد این بخش را به طور قابل توجهی کند کرده است.
  • Neue regulatorische Hürden haben die Innovation in diesem Bereich abgebremst.موانع جدید نظارتی نوآوری را در این زمینه کند کرده است.