abgebremsten
کاهش یافته، متوقف شده (در مورد سرعت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم وسیله نقلیه یا جسم)
کاهش سرعت یا توقف کامل یک وسیله نقلیه یا جسم متحرک با استفاده از ترمز.
- Der Fahrer musste das Fahrzeug abrupt abbremsen, um einen Unfall zu vermeiden.راننده مجبور شد خودرو را به طور ناگهانی متوقف کند تا از وقوع حادثه جلوگیری کند.
- Die Bergabfahrt erforderte ständiges Abbremsen, um die Kontrolle zu behalten.سرازیری نیاز به ترمزگیری مداوم داشت تا کنترل حفظ شود.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم فرآیند یا توسعه)
کند کردن یا متوقف کردن پیشرفت یک فرآیند، توسعه یا فعالیت؛ مهار کردن.
- Die wirtschaftliche Rezession hat das Wachstum des Sektors erheblich abgebremst.رکود اقتصادی رشد این بخش را به طور قابل توجهی کند کرده است.
- Neue regulatorische Hürden haben die Innovation in diesem Bereich abgebremst.موانع جدید نظارتی نوآوری را در این زمینه کند کرده است.