abbuhlen
با چاپلوسی به دست آوردن
Beispiele
- Sie ''hat'' ihm nach und nach einen großenاو به تدریج همه چیز را با چاپلوسی از او به دست آورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) von + Dativ (jemandem)
چیزی را با تلاش زیاد، سماجت، چاپلوسی یا حتی فریب از کسی به دست آوردن یا از چنگ او درآوردن.
- Er versuchte, die Aufmerksamkeit der Jury von seinem Konkurrenten abzubuhlen.او سعی کرد توجه هیئت داوران را از رقیبش به خود جلب کند (با سماجت).
- Sie hat sich die Rolle mit viel Mühe von anderen Bewerbern abgebuhlt.او با تلاش فراوان این نقش را از سایر متقاضیان به دست آورد.