abgedreht
عجیب و غریب، غیرعادی، دیوانه، از خود بیخود
Bedeutungen
1
غیرعادی، عجیب، یا نامتعارف به شکلی که ممکن است کمی دیوانهوار یا غیرمنطقی به نظر برسد.
- Seine Ideen sind oft sehr abgedreht, aber interessant.ایدههای او اغلب بسیار عجیب و غریب هستند، اما جالبند.
- Das ist eine wirklich abgedrehte Geschichte!این یک داستان واقعاً دیوانهوار است!
- Er hat einen sehr abgedrehten Humor.او شوخطبعی بسیار عجیبی دارد.
2
در زبان عامیانه، به معنای از خود بیخود شده، هیجانزده، یا تحت تأثیر شدید (مثبت یا منفی).
- Nach dem Konzert war die Menge total abgedreht.بعد از کنسرت، جمعیت کاملاً از خود بیخود شده بود.
- Er ist total abgedreht wegen des neuen Spiels.او به خاطر بازی جدید کاملاً هیجانزده است.
- Lass dich nicht von solchen Leuten abdrehen.اجازه نده چنین افرادی تو را از خود بیخود کنند.