abgedreht

Aussprache: /ˈapɡəˌdʁeːt/
Worttrennung: ab·ge·dreht
صفت

عجیب و غریب، غیرعادی، دیوانه، از خود بیخود

Bedeutungen

1

غیرعادی، عجیب، یا نامتعارف به شکلی که ممکن است کمی دیوانه‌وار یا غیرمنطقی به نظر برسد.

  • Seine Ideen sind oft sehr abgedreht, aber interessant.ایده‌های او اغلب بسیار عجیب و غریب هستند، اما جالبند.
  • Das ist eine wirklich abgedrehte Geschichte!این یک داستان واقعاً دیوانه‌وار است!
  • Er hat einen sehr abgedrehten Humor.او شوخ‌طبعی بسیار عجیبی دارد.
2

در زبان عامیانه، به معنای از خود بی‌خود شده، هیجان‌زده، یا تحت تأثیر شدید (مثبت یا منفی).

  • Nach dem Konzert war die Menge total abgedreht.بعد از کنسرت، جمعیت کاملاً از خود بی‌خود شده بود.
  • Er ist total abgedreht wegen des neuen Spiels.او به خاطر بازی جدید کاملاً هیجان‌زده است.
  • Lass dich nicht von solchen Leuten abdrehen.اجازه نده چنین افرادی تو را از خود بی‌خود کنند.