abfälschen
منحرف کردن مسیر توپ (در ورزش)
Beispiele
- Er ''fälschte'' den Ball für den Torwart unhaltbar zum 1:0 ''ab''.او توپ را برای دروازهبان به شکلی غیرقابل مهار به سمت گل منحرف کرد تا نتیجه ۱ بر صفر شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(ورزش) منحرف کردن (مسیر توپ یا شوت)
- Der Verteidiger fälschte den Schuss ab, sodass er ins Aus ging.مدافع شوت را منحرف کرد تا به بیرون برود.
- Der Ball wurde abgefälscht und landete im Tor.توپ منحرف شد و وارد دروازه شد.
2
Akkusativ
(مجازی، کمتر رایج) جعل کردن، دستکاری کردن (سند، اطلاعات)
- Es wurde versucht, die Dokumente abzufälschen.تلاش شد تا اسناد جعل شوند.
- Solche Daten abzufälschen ist strafbar.جعل چنین اطلاعاتی جرم است.