abführen

Aussprache: /ˈapˌfyːʁən/
Wortzerlegung: ab·füh·ren
فعل

(پلیس) بازداشت و منتقل کردن؛ (مالیات) پرداخت کردن، واریز کردن؛ (پزشکی) ملین بودن

Beispiele

  • Die Polizisten ''führen'' den Verdächtigen ''ab.پلیس مظنون را بازداشت و منتقل می‌کند.
  • Die Polizei ''führte'' die Personen nach kurzer Zeit ''ab.پلیس افراد را پس از مدت کوتاهی بازداشت و منتقل کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرداخت کردن (مالیات، عوارض، حق بیمه و غیره)

  • Er muss die Steuern pünktlich abführen.او باید مالیات‌ها را به موقع پرداخت کند.
  • Das Unternehmen hat die Sozialabgaben abgeführt.شرکت حق بیمه اجتماعی را پرداخت کرده است.
2 Akkusativ

دور کردن، خارج کردن، هدایت کردن (شخص، مایع، زباله)

  • Die Polizei führte den Verdächtigen ab.پلیس مظنون را دور کرد/برد.
  • Das Abwassersystem führt das Schmutzwasser ab.سیستم فاضلاب آب کثیف را خارج می‌کند.
3 Intransitiv

باعث اسهال شدن، شکم را روان کردن (معمولاً در مورد داروها یا غذاها)

  • Dieses Medikament kann abführend wirken.این دارو می‌تواند ملین باشد.
  • Die Beeren haben eine abführende Wirkung.این توت‌ها خاصیت ملین دارند.