abgefahren
حرکتکرده، ساییدهشده؛ عالی، فوقالعاده (عامیانه)
Beispiele
- Die heute ''abgefahrene'' Strecke beläuft sich auf 120 Kilometer.مسافتی که امروز طی شد (پیموده شده) ۱۲۰ کیلومتر است.
- Deine Autoreifen sind ja noch ''abgefahrener'' als meine.لاستیکهای ماشین تو حتی از مال من هم بیشتر ساییده شدهاند.
- Diese Band ist echt ''abgefahren!این گروه موسیقی واقعاً فوقالعاده (باحال) است!