abfegen

Aussprache: /ˈapˌfeːɡn̩/
Wortzerlegung: ab·fe·gen
فعل

جارو کردن، پاک کردن (با جارو)

Beispiele

  • Er wird Schwierigkeiten haben, den ganzen Staub ''abzufegen.او برای پاک کردن تمام گرد و غبار مشکل خواهد داشت.
  • Sie ''fegt'' gerade die Fensterbretter ''ab.او در حال جارو کردن طاقچه‌های پنجره است.
  • Er ''fegte'' mit seinem Motorrad unvermittelt ''ab.او با موتورسیکلتش ناگهان منحرف شد (افتاد).

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از روی سطحی با جارو یا دست پاک کردن

  • Er fegte die Blätter vom Gehweg ab.او برگ‌ها را از پیاده‌رو جارو کرد.
  • Bitte fegen Sie den Staub vom Tisch ab.لطفاً گرد و غبار را از روی میز پاک کنید.