abfertigen
رد کردن (با بیاعتنایی)، رسیدگی کردن (امور اداری/گمرکی)
Beispiele
- So einfach lass ich mich hier nicht ''abfertigen!من به این سادگی اجازه نمیدهم اینجا مرا دست به سر کنند!
- Man hat den Flug im Allgäu Airport ''abgefertigt'' und ist gestartet.آنها پرواز را در فرودگاه آلگوی رسیدگی کردند و پرواز انجام شد.
- Im restlos ausverkauften Westfalenstadion wurde Neuling 1860 München mit 4:0 ''abgefertigt.در ورزشگاه وستفالن که کاملاً پر بود، تیم تازهوارد ۱۸۶۰ مونیخ با نتیجه ۴ بر صفر تحقیر شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مسافران یا کالاها را برای سفر یا ارسال آماده و ثبت کردن.
- Die Fluggesellschaft fertigt die Passagiere am Schalter ab.شرکت هواپیمایی مسافران را در باجه پذیرش میکند.
- Die Pakete wurden schnell abgefertigt und versandt.بستهها به سرعت آماده و ارسال شدند.
2
Akkusativ
با کسی یا چیزی به سرعت، سرسری یا با بیتفاوتی برخورد کردن.
- Der Beamte fertigte den Antragsteller kurz ab.کارمند با متقاضی به سرعت و سرسری برخورد کرد.
- Sie wurde mit einer knappen Antwort abgefertigt.او با یک پاسخ کوتاه رد شد (به او سرسری پاسخ داده شد).