abfließen
جاری شدن، تخلیه شدن، سرازیر شدن
Beispiele
- Warum ''fließt'' das Wasser hier nur so langsam ''ab?چرا آب اینجا اینقدر آهسته تخلیه میشود؟
- Das Becken ''fließt'' fast gar nicht ''ab.حوض تقریباً اصلاً تخلیه نمیشود.
- Durch Korruption ''fließt'' jede Menge Geld ''ab''.از طریق فساد، مقدار زیادی پول سرازیر میشود.
Bedeutungen
1
Intransitiv
(مایع) جاری شدن و از جایی خارج شدن، تخلیه شدن
- Das Wasser fließt langsam ab.آب به آرامی تخلیه میشود.
- Nach dem Regen ist das Wasser schnell abgeflossen.بعد از باران، آب به سرعت جاری شد.
2
Intransitiv
(پول، سرمایه) از جایی خارج شدن یا از دست رفتن
- Viel Kapital ist aus dem Land abgeflossen.سرمایه زیادی از کشور خارج شده است.
- Die Gewinne sind ins Ausland abgeflossen.سودها به خارج از کشور منتقل شدهاند.