abgefuckt

Aussprache: /ˈapɡəˌfʊkt/
Worttrennung: ab·ge·fuckt
صفت

داغان، درب‌داغان، خراب، نکبت‌بار (عامیانه و رکیک)

Bedeutungen

1

در وضعیت بسیار بد، خراب، فرسوده، یا نکبت‌بار بودن؛ معمولاً برای توصیف اشیاء، مکان‌ها یا موقعیت‌ها به کار می‌رود. (کلمه‌ای عامیانه و رکیک).

  • Das alte Auto ist total abgefuckt und springt kaum noch an.ماشین قدیمی کاملاً داغان است و به سختی روشن می‌شود.
  • Die Wohnung war klein, dunkel und ziemlich abgefuckt.آپارتمان کوچک، تاریک و نسبتاً نکبت‌بار بود.
  • Nach der langen Reise war er erschöpft und fühlte sich abgefuckt.بعد از سفر طولانی، او خسته بود و احساس درب‌وداغانی می‌کرد.