abgeben

Aussprache: /ˈapˌɡeːbn̩/
Wortzerlegung: ab·ge·ben
فعل

تحویل دادن، ساطع کردن، واگذار کردن، سر و کله زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ + an + Akkusativ / Dativ

چیزی را به کسی تحویل دادن، ارائه دادن، تسلیم کردن

  • Bitte geben Sie Ihre Hausaufgaben bis Freitag ab.لطفاً تکالیف خود را تا جمعه تحویل دهید.
  • Er hat seinen Schlüssel an der Rezeption abgegeben.او کلیدش را به پذیرش تحویل داد.
2 Akkusativ

چیزی را از خود ساطع کردن، منتشر کردن (بو، گرما، نور)

  • Der Ofen gibt viel Wärme ab.بخاری گرمای زیادی ساطع می‌کند.
  • Die Blumen geben einen angenehmen Duft ab.گل‌ها بوی دلپذیری از خود منتشر می‌کنند.
3 Akkusativ

سهمی را واگذار کردن، دادن بخشی از چیزی (پول، رأی، قدرت)

  • Er musste einen Teil seines Gewinns abgeben.او مجبور شد بخشی از سودش را واگذار کند.
  • Sie hat ihre Stimme bei der Wahl abgegeben.او رأیش را در انتخابات صندوق انداخت.
4 sich + mit + Dativ

با کسی یا چیزی سر و کله زدن، خود را مشغول چیزی کردن (معمولاً منفی)

  • Ich will mich nicht mit solchen Kleinigkeiten abgeben.من نمی‌خواهم خودم را با چنین جزئیاتی مشغول کنم.
  • Gib dich nicht mit diesen Leuten ab!با این افراد رفت و آمد و سر و کله نزن!
5 Akkusativ

نقش یا جلوه‌ای را ایفا کردن، مناسب بودن برای یک نقش یا هدف

  • Er gibt einen hervorragenden Arzt ab.او پزشک فوق‌العاده‌ای است (از پس این نقش عالی برمی‌آید).
  • Das alte Haus gibt kein schönes Bild mehr ab.خانه قدیمی دیگر نمای زیبایی ندارد.