abgeben
تحویل دادن، ساطع کردن، واگذار کردن، سر و کله زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ / Dativ
چیزی را به کسی تحویل دادن، ارائه دادن، تسلیم کردن
- Bitte geben Sie Ihre Hausaufgaben bis Freitag ab.لطفاً تکالیف خود را تا جمعه تحویل دهید.
- Er hat seinen Schlüssel an der Rezeption abgegeben.او کلیدش را به پذیرش تحویل داد.
2
Akkusativ
چیزی را از خود ساطع کردن، منتشر کردن (بو، گرما، نور)
- Der Ofen gibt viel Wärme ab.بخاری گرمای زیادی ساطع میکند.
- Die Blumen geben einen angenehmen Duft ab.گلها بوی دلپذیری از خود منتشر میکنند.
3
Akkusativ
سهمی را واگذار کردن، دادن بخشی از چیزی (پول، رأی، قدرت)
- Er musste einen Teil seines Gewinns abgeben.او مجبور شد بخشی از سودش را واگذار کند.
- Sie hat ihre Stimme bei der Wahl abgegeben.او رأیش را در انتخابات صندوق انداخت.
4
sich + mit + Dativ
با کسی یا چیزی سر و کله زدن، خود را مشغول چیزی کردن (معمولاً منفی)
- Ich will mich nicht mit solchen Kleinigkeiten abgeben.من نمیخواهم خودم را با چنین جزئیاتی مشغول کنم.
- Gib dich nicht mit diesen Leuten ab!با این افراد رفت و آمد و سر و کله نزن!
5
Akkusativ
نقش یا جلوهای را ایفا کردن، مناسب بودن برای یک نقش یا هدف
- Er gibt einen hervorragenden Arzt ab.او پزشک فوقالعادهای است (از پس این نقش عالی برمیآید).
- Das alte Haus gibt kein schönes Bild mehr ab.خانه قدیمی دیگر نمای زیبایی ندارد.