abhandeln

Aussprache: /ˈapˌhandl̩n/
Wortzerlegung: ab·han·deln
فعل

بحث کردن، مذاکره کردن، پرداختن به (یک موضوع)

Beispiele

  • Ich würde ihm gerne seine Briefmarken ''abhandeln.من دوست دارم درباره تمبرهایش با او مذاکره کنم.
  • Das Thema muss endlich einmal ''abgehandelt'' werden.بالخره باید به این موضوع پرداخته شود.
  • Okay, die Höhle ist also ''abgehandelt''.باشه، پس غار بحث و بررسی شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک موضوع یا مسئله را به طور کامل مورد بحث و بررسی قرار دادن.

  • Wir müssen diesen Punkt noch abhandeln.ما باید هنوز این نکته را بررسی کنیم.
  • Das Buch handelt verschiedene Aspekte des Themas ab.این کتاب جنبه‌های مختلف موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد.
2 Akkusativ

چیزی را معامله کردن یا فروختن (کاربرد کمتر در آلمانی مدرن و بیشتر در زبان قدیمی یا محاوره).

  • Er hat sein altes Auto schnell abgehandelt.او ماشین قدیمی‌اش را سریع فروخت.
  • Die Ware wurde auf dem Markt abgehandelt.کالا در بازار معامله شد.