abgehungert

Aussprache: /ˈapɡəˌhʊŋɐt/
Wortzerlegung: ab·ge·hun·gert
Partizip II

لاغر شده، از گرسنگی رنج برده

Bedeutungen

1 Akkusativ (für das Objekt, das hungert)

به معنای در اثر گرسنگی شدید مردن یا در آستانه مرگ از گرسنگی قرار گرفتن؛ یا به طور مجازی، به شدت نیازمند چیزی بودن.

  • Die Tiere im Zoo waren fast abgehungert, weil die Futterlieferungen ausgeblieben waren.حیوانات باغ وحش تقریباً از گرسنگی مرده بودند، زیرا محموله‌های غذا نرسیده بود.
  • Er sah abgehungert aus, als er nach Wochen aus der Gefangenschaft zurückkehrte.او لاغر شده از گرسنگی به نظر می‌رسید، زمانی که پس از هفته‌ها از اسارت بازگشت.