abgekämpft
خسته و کوفته، از پا افتاده، فرسوده
Bedeutungen
1
به شدت خسته و فرسوده از نظر جسمی یا روحی، اغلب به دلیل کار زیاد، بیماری یا استرس.
- Nach dem langen Marsch sahen alle Soldaten abgekämpft aus.پس از راهپیمایی طولانی، همه سربازان خسته و کوفته به نظر میرسیدند.
- Er war von der Arbeit so abgekämpft, dass er sofort einschlief.او از کار آنقدر از پا افتاده بود که بلافاصله خوابش برد.
- Die abgekämpfte alte Frau saß erschöpft auf der Bank.آن زن پیر فرسوده، خسته روی نیمکت نشسته بود.