abgemalten

Aussprache: /ˈapɡəˌmaltn̩/
Wortzerlegung: ab·ge·mal·ten
Deklinierte Form

نقاشی شده، تصویر شده (در حالت آکوزاتیو مفرد مذکر یا داتیو جمع)

Bedeutungen

1

توصیف چیزی که با دقت و مهارت از روی یک اثر هنری دیگر یا یک مدل، نقاشی شده است؛ اغلب با تأکید بر تقلید دقیق.

  • Das Porträt war eine meisterhaft abgemalte Kopie des Originals, kaum vom Meisterwerk zu unterscheiden.این پرتره کپی‌ای استادانه از روی اثر اصلی نقاشی شده بود که به سختی از شاهکار اصلی قابل تشخیص بود.
  • Die Szene wurde detailgetreu abgemalt, um die Atmosphäre des historischen Ereignisses einzufangen.صحنه به طور دقیق نقاشی شد تا فضای رویداد تاریخی را به تصویر بکشد.