abgemurksten
خراب شده، از بین رفته (غیررسمی)
Bedeutungen
1
توصیف چیزی که به طور کامل خراب شده، از کار افتاده یا به شدت معیوب است؛ این اصطلاح غیررسمی و عامیانه است اما در سطوح بالا برای بیان نارضایتی شدید یا طنز تلخ به کار میرود.
- Nach dem missglückten Experiment war das gesamte Gerät abgemurkst und musste ersetzt werden.پس از آزمایش ناموفق، کل دستگاه کاملاً خراب شد و نیاز به تعویض داشت.
- Seine Karriere schien nach diesem Skandal endgültig abgemurkst zu sein.به نظر میرسید که حرفه او پس از این رسوایی به طور قطعی نابود شده است.