abnehmen

Aussprache: /ˈapˌneːmən/
Wortzerlegung: ab·neh·men
فعل

برداشتن، کم شدن، وزن کم کردن، تحویل گرفتن، پاسخ دادن به تلفن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از جایی یا از روی بدن برداشتن یا جدا کردن

  • Kannst du bitte die Wäsche von der Leine abnehmen?می‌توانی لطفاً لباس‌ها را از روی بند برداری؟
  • Er nahm den Hut vom Kopf ab.او کلاه را از سرش برداشت.
2 intransitiv

کاهش یافتن، کم شدن (تعداد، مقدار، شدت، درد)

  • Die Zahl der Arbeitslosen hat abgenommen.تعداد بیکاران کاهش یافته است.
  • Der Schmerz hat endlich abgenommen.درد بالاخره کم شده است.
3 intransitiv

وزن کم کردن، لاغر شدن

  • Ich möchte gerne ein paar Kilo abnehmen.من دوست دارم چند کیلو وزن کم کنم.
  • Sie hat in den letzten Monaten viel abgenommen.او در ماه‌های اخیر خیلی وزن کم کرده است.
4 Dativ + Akkusativ

بار یا زحمتی را از دوش کسی برداشتن، یا کالایی را از کسی خریدن/تحویل گرفتن

  • Der Händler hat ihm die gesamte Ware abgenommen.تاجر تمام کالا را از او خرید.
  • Ich kann dir diese schwierige Aufgabe abnehmen.من می‌توانم این وظیفه سخت را از دوش تو بردارم.
5 Akkusativ / intransitiv

پاسخ دادن به تلفن، گوشی را برداشتن

  • Er ruft seit einer Stunde an, aber niemand nimmt den Hörer ab.او یک ساعت است زنگ می‌زند، اما کسی گوشی را برنمی‌دارد.
  • Bitte nimm ab, wenn das Telefon klingelt!لطفاً وقتی تلفن زنگ می‌زند پاسخ بده!
6 Dativ + Akkusativ

رسمی تحویل گرفتن (پروژه، ساختمان) یا امتحان/قسم گرفتن از کسی

  • Der Ingenieur hat den Neubau offiziell abgenommen.مهندس ساختمان جدید را به طور رسمی تحویل گرفت.
  • Der Prüfer nimmt den Fahrschülern die praktische Prüfung ab.آزمون‌گیرنده از هنرجویان رانندگی آزمون عملی می‌گیرد.