abpinnen

Aussprache: /ˈapˌpɪnən/
Wortzerlegung: ab·pin·nen
فعل

کپی کردن (معمولاً غیرمجاز)، رونویسی کردن، تقلب کردن (در امتحان)

Beispiele

  • Er hat meine Hausaufgaben ''abgepinnt.او تکالیف من را کپی کرده است.
  • Sie hat vom Nachbarn ''abgepinnt.او از همسایه تقلب کرده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با سنجاق از جایی جدا کردن یا علامت‌گذاری کردن.

  • Sie hat die Notiz von der Pinnwand abgepinnt.او یادداشت را از تخته اعلانات جدا کرد.
  • Der Schneider pinnt die Stoffteile ab, bevor er sie näht.خیاط قبل از دوختن، تکه‌های پارچه را با سنجاق مشخص می‌کند.