abpinnen
کپی کردن (معمولاً غیرمجاز)، رونویسی کردن، تقلب کردن (در امتحان)
Beispiele
- Er hat meine Hausaufgaben ''abgepinnt.او تکالیف من را کپی کرده است.
- Sie hat vom Nachbarn ''abgepinnt.او از همسایه تقلب کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با سنجاق از جایی جدا کردن یا علامتگذاری کردن.
- Sie hat die Notiz von der Pinnwand abgepinnt.او یادداشت را از تخته اعلانات جدا کرد.
- Der Schneider pinnt die Stoffteile ab, bevor er sie näht.خیاط قبل از دوختن، تکههای پارچه را با سنجاق مشخص میکند.