abputzen
پاک کردن (با برس، ضربه یا پارچه)، تمیز کردن، زدودن
Beispiele
- Die Karotten ''abputzen'' und in grobe Stücke schneiden.هویجها را پاک کرده و به قطعات درشت خرد کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با دستمال یا پارچه پاک کردن، تمیز کردن (مثلاً میز، کفش)
- Bitte putz den Tisch ab.لطفاً میز را پاک کن.
- Sie hat die Schuhe abgeputzt, bevor sie ins Haus ging.او قبل از ورود به خانه، کفشهایش را پاک کرد.
2
Akkusativ
گرد و غبار را از روی چیزی پاک کردن، گردگیری کردن
- Ich muss noch die Regale abputzen.من هنوز باید قفسهها را گردگیری کنم.
- Hast du schon die Fensterbänke abgeputzt?آیا قبلاً طاقچههای پنجره را گردگیری کردهای؟
3
sich + Akkusativ
(انعکاسی) خود را پاک کردن (مثلاً دهان، دستها)
- Nach dem Essen putzte er sich den Mund ab.بعد از غذا، او دهانش را پاک کرد.
- Sie putzte sich die Hände an der Schürze ab.او دستهایش را به پیشبندش پاک کرد.