abgesägt
بریده شده، اره شده، قطع شده
Bedeutungen
1
چیزی که با اره بریده یا قطع شده است.
- Der abgesägte Ast lag auf dem Boden.شاخه اره شده روی زمین افتاده بود.
- Er reparierte das abgesägte Bein des Stuhls.او پای بریده شده صندلی را تعمیر کرد.
- Vorsicht, das Holz ist frisch abgesägt und hat scharfe Kanten.مراقب باشید، چوب تازه اره شده و لبههای تیزی دارد.