absegeln
با قایق بادبانی دور شدن، سفر دریایی را شروع کردن
Beispiele
- Er schiffte daher seine Truppen sein und ''segelte ab,'' starb aber, als er gerade erst an Sardinien vorübergesegelt war, an einer Wunde.بنابراین او نیروهای خود را سوار کرد و بادبان کشید، اما درست هنگامی که از ساردینیا عبور کرده بود، بر اثر زخمی درگذشت.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
با قایق بادبانی از ساحل یا بندر دور شدن و به سمت دریا حرکت کردن.
- Das Schiff ist gestern Abend abgesegelt.کشتی دیشب حرکت کرد.
- Sie segelten in Richtung Sonnenuntergang ab.آنها به سمت غروب آفتاب حرکت کردند.