abseilen
۱. با طناب پایین آمدن/آوردن ۲. (عامیانه) یواشکی رفتن، در رفتن
Beispiele
- Der Hubschrauber schwebte über dem Dach des Gebäudes und Spezialkräfte der Polizei ''seilten sich ab.هلیکوپتر بالای سقف ساختمان معلق بود و نیروهای ویژه پلیس با طناب پایین آمدند.
- Und jede Menge Geschichten erzählen sie: Von der berüchtigten Malfatta, dieser 50 Grad steilen Senkrecht-Sause, bei der man ''sich'' erstmal 50 Meter ''abseilen'' muss.و کلی داستان تعریف میکنند: از مالفاتا بدنام، آن سراشیبی ۵۰ درجهای تند، که در آن ابتدا باید ۵۰ متر با طناب پایین بیایی.
Bedeutungen
1
sich + von + Dativ
با طناب پایین آمدن، فرود آمدن با طناب (خود را از جایی پایین آوردن)
- Die Bergsteiger seilten sich vom Gipfel ab.کوهنوردان با طناب از قله پایین آمدند.
- Er musste sich von der Klippe abseilen, um gerettet zu werden.او مجبور شد با طناب از صخره پایین بیاید تا نجات یابد.
2
sich + von + Dativ (umgangssprachlich)
خود را کنار کشیدن، فرار کردن (عامیانه، مجازی)
- Er hat sich von der Verantwortung abgseilt.او از مسئولیت شانه خالی کرد.
- Nach dem Streit seilte er sich von der Gruppe ab.بعد از دعوا، او از گروه کنارهگیری کرد.