abstürzen
سقوط کردن، کرش کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
سقوط کردن از ارتفاع زیاد (مانند هواپیما، هلیکوپتر، یا شخص).
- Das Flugzeug stürzte nach dem Start ab.هواپیما پس از برخاستن سقوط کرد.
- Der Bergsteiger stürzte in die Tiefe.کوهنورد به اعماق سقوط کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
از کار افتادن یا کرش کردن (کامپیوتر، سیستم عامل، نرمافزار).
- Mein Computer ist schon wieder abgestürzt.کامپیوتر من دوباره از کار افتاد.
- Das Programm stürzt ständig ab, wenn ich es öffne.برنامه مدام هنگام باز کردن کرش میکند.
3
intransitiv (بدون مفعول)
به شدت سقوط کردن یا افت کردن (مانند قیمتها، سهام).
- Die Aktienkurse sind gestern dramatisch abgestürzt.قیمت سهام دیروز به شدت سقوط کرد.
- Nach dem Hype sind die Verkaufszahlen abgestürzt.پس از تب و تاب اولیه، آمار فروش به شدت افت کرد.