abstützen

Aussprache: /ˈapˌʃtʏtsn̩/
Worttrennung: ab·stüt·zen
فعل

تکیه دادن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن

Beispiele

  • Die provisorischen Backsteinhäuser Catias kleben direkt am Hügel, nur wenige sind mit Betonstelzen notdürftig ''abgestützt.خانه‌های آجری موقت کاتیا مستقیماً به تپه چسبیده‌اند، تنها تعداد کمی از آن‌ها با ستون‌های بتنی به طور موقت تکیه داده شده‌اند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با تکیه‌گاه محکم کردن یا نگه داشتن تا نیفتد.

  • Die Bauarbeiter mussten die alte Mauer abstützen.کارگران ساختمانی مجبور شدند دیوار قدیمی را مهار کنند.
  • Er stützte die Leiter mit einem Holzbrett ab.او نردبان را با یک تخته چوبی مهار کرد.
2 sich + an/auf + Akkusativ

خود را به چیزی تکیه دادن برای حفظ تعادل یا استراحت.

  • Sie stützte sich mit den Händen auf den Tisch ab.او با دستانش به میز تکیه داد.
  • Er stützte sich an der Wand ab, weil er müde war.او به دیوار تکیه داد چون خسته بود.
3 Akkusativ (jemanden/etwas)

از نظر مالی یا معنوی از کسی یا چیزی حمایت کردن، پشتیبانی کردن.

  • Die Regierung muss die Wirtschaft in Krisenzeiten abstützen.دولت باید در زمان بحران از اقتصاد حمایت کند.
  • Er fühlte sich von seiner Familie abgestützt und konnte die Herausforderung meistern.او احساس می‌کرد خانواده‌اش از او حمایت می‌کنند و توانست بر چالش غلبه کند.