abgestorben
از بین رفته، مرده، پژمرده شده، یا بیحس شده (مانند انگشتان)
Beispiele
- [Bei einer Leberzirrhose] ersetzt funktionsloses Bindegewebe ''abgestorbene'' Leberzellen, was wiederum das Risiko für Leberkrebs erhöht.[در سیروز کبدی] بافت همبند بدون عملکرد جایگزین سلولهای مرده کبد میشود که به نوبه خود خطر ابتلا به سرطان کبد را افزایش میدهد.