abwenden

Aussprache: /ˈapˌvɛndn̩/
Wortzerlegung: ab·wen·den
فعل

دفع کردن (خطر)، روی برگرداندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ von)

مانع وقوع آسیب، خطرات، بحران یا فاجعه شدن؛ دفع خطر کردن

  • Durch schnelles Handeln konnte eine Katastrophe abgewendet werden.با اقدام به موقع توانستند جلوی یک فاجعه را بگیرند (آن را دفع کنند).
2 Akkusativ / sich + von + Dativ

نگاه یا بدن خود را از کسی/چیزی برگرداندن؛ یا قطع رابطه و اعراض کردن از کسی

  • Er wandte den Blick ab, weil er das nicht ansehen konnte.او نگاهش را برگرداند چون نمی‌توانست آن صحنه را تماشا کند.
  • Viele Wähler haben sich von der Partei abgewandt.بسیاری از رأی‌دهندگان از این حزب روی برگردانده‌اند.