abwenden
دفع کردن (خطر)، روی برگرداندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ von)
مانع وقوع آسیب، خطرات، بحران یا فاجعه شدن؛ دفع خطر کردن
- Durch schnelles Handeln konnte eine Katastrophe abgewendet werden.با اقدام به موقع توانستند جلوی یک فاجعه را بگیرند (آن را دفع کنند).
2
Akkusativ / sich + von + Dativ
نگاه یا بدن خود را از کسی/چیزی برگرداندن؛ یا قطع رابطه و اعراض کردن از کسی
- Er wandte den Blick ab, weil er das nicht ansehen konnte.او نگاهش را برگرداند چون نمیتوانست آن صحنه را تماشا کند.
- Viele Wähler haben sich von der Partei abgewandt.بسیاری از رأیدهندگان از این حزب روی برگرداندهاند.