abzäumen

Aussprache: /ˈapt͡sɔɪ̯mən/
Worttrennung: ab·zäu·men
فعل

افسار اسب را باز کردن، زین و برگ را برداشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Pferd)

افسار، دهنه یا زین و برگ اسب یا حیوان دیگری را از سر یا بدن آن برداشتن.

  • Nach dem Ausritt zäumte er sein Pferd ab.بعد از سوارکاری، او افسار اسبش را باز کرد.
  • Der Reiter zäumte das müde Tier ab und gab ihm Wasser.سوارکار حیوان خسته را افسار باز کرد و به او آب داد.