abzahlen

Aussprache: /ˈapˌtsaːlən/
Wortzerlegung: ab·zah·len
فعل

قسطی پرداخت کردن، تسویه بدهی

Bedeutungen

1 Akkusativ

وام، بدهی یا اقساط کالایی را مرحله به مرحله تا تسویه نهایی پرداخت کردن

  • Wir müssen das Auto in Raten abzahlen.ما باید پول ماشین را قسطی پرداخت کنیم.
  • Er hat seine Schulden endlich abgezahlt.او بالاخره بدهی‌هایش را تسویه کرد.