abzahlen
قسطی پرداخت کردن، تسویه بدهی
Bedeutungen
1
Akkusativ
وام، بدهی یا اقساط کالایی را مرحله به مرحله تا تسویه نهایی پرداخت کردن
- Wir müssen das Auto in Raten abzahlen.ما باید پول ماشین را قسطی پرداخت کنیم.
- Er hat seine Schulden endlich abgezahlt.او بالاخره بدهیهایش را تسویه کرد.