abzischen

Aussprache: /ˈapt͡sɪʃn̩/
Wortzerlegung: ab·zi·schen
فعل

(عامیانه) جیم شدن، غیب شدن، سریع رفتن (با صدای "زیش")

Beispiele

  • Sie ''sind'' nach dem Essen ''abgezischt.آنها بعد از غذا جیم شدند (سریع رفتند).
  • Zischt'' endlich ''ab!بالاخره جیم شوید (بروید)!

Bedeutungen

1 intransitiv

با صدای "هیس" یا صدای مشابهی (مثل گاز) خارج شدن یا رفتن.

  • Die Luft zischt aus dem Reifen ab.هوا با صدای هیس از تایر خارج می‌شود.
  • Das Gas zischte aus der undichten Leitung ab.گاز با صدای هیس از لوله نشتی خارج شد.
2 intransitiv

به سرعت و بدون خداحافظی از جایی رفتن، غیب شدن.

  • Nach dem Streit ist er einfach abgezischt.بعد از دعوا، او به سادگی غیبش زد.
  • Wir sollten lieber abzischen, bevor es Ärger gibt.بهتر است سریع برویم قبل از اینکه مشکلی پیش بیاید.