abgezockt
کلاهبردار، حقهباز، باتجربه و زیرک (در ورزش مثبت، در غیر این صورت منفی)
Beispiele
- Ein ''abgezockter'' Schlüsseldienst kann auch 1.000 Euro verlangen, wenn sie sich ausgesperrt haben – für eine Minute Arbeit an der Tür!یک کلیدساز کلاهبردار میتواند برای یک دقیقه کار هزار یورو هم طلب کند اگر خودتان را بیرون انداخته باشید!
- Der Geiselnehmer war ein ''abgezockter'' Betrüger, der Opfern Schmuck und Handys abnahm.متقاعدکننده یک کلاهبردار باتجربه بود که جواهرات و تلفنهای همراه را از قربانیان میگرفت.