abgezogen

Aussprache: /ˈapɡəˌt͡soːɡn̩/
Wortzerlegung: ab·ge·zo·gen
Partizip II

۱. کنده شده، جدا شده؛ ۲. کم شده، کسر شده؛ ۳. (عکس) چاپ شده؛ ۴. (سرباز) عقب‌نشینی کرده

Bedeutungen

1 Akkusativ (مقدار کسر شده), von + Dativ (عدد اصلی)

مقدار یا عددی را از عدد دیگر کم کردن (در ریاضیات و حسابداری).

  • Von dem Bruttogehalt wurden Steuern und Abzüge abgezogen.مالیات‌ها و کسورات از حقوق ناخالص کسر شد.
  • Der Gewinn wurde nach Abzug aller Kosten berechnet.سود پس از کسر تمام هزینه‌ها محاسبه شد.
2 Akkusativ

چیزی را از سطح یا پوشش جدا کردن یا پاک کردن (مانند رنگ، لایه).

  • Die alte Farbe wurde sorgfältig von der Wand abgezogen.رنگ قدیمی با دقت از روی دیوار کنده شد.
  • Nach dem Brand musste die Rußschicht vom Gebäude abgezogen werden.پس از آتش‌سوزی، لایه دوده باید از ساختمان پاک می‌شد.
3 Akkusativ

مایعی را با حرارت دادن و جمع‌آوری بخار آن جدا کردن (تقطیر).

  • Der Alkohol wird durch Destillation aus der Maische abgezogen.الکل از طریق تقطیر از مایه تخمیر شده جدا می‌شود.
  • Ätherische Öle werden oft durch Wasserdampfdestillation abgezogen.روغن‌های اسانسی اغلب از طریق تقطیر با بخار آب استخراج می‌شوند.
4 Akkusativ

چیزی را از مکانی دور کردن یا خارج کردن (مانند نیرو، تأثیر).

  • Die Truppen wurden von der Front abgezogen.نیروها از جبهه عقب کشیده شدند.
  • Der Einfluss der Großmächte wurde aus der Region abgezogen.نفوذ قدرت‌های بزرگ از منطقه برچیده شد.