فعل
مقایسه کردن، تطبیق دادن، همتراز کردن
معانی و تعاریف abgleichen:
- دو یا چند چیز (معمولاً دادهها، لیستها، حسابها) را با هم مقایسه کردن تا تفاوتها یا شباهتها مشخص شود و مطابقت داده شوند.
- چیزی را طوری تنظیم کردن که با چیز دیگری مطابقت داشته باشد یا در یک سطح قرار گیرد؛ کالیبره کردن.
- خود را با شرایط، انتظارات یا افراد دیگر هماهنگ یا تطبیق دادن.
جملات نمونه برای abgleichen:
„Der Name des Ticketinhabers wird beim Einlass mit einem Ausweis ''abgeglichen.''“
"نام دارنده بلیط در هنگام ورود با یک مدرک شناسایی تطبیق داده میشود."
Wir müssen die Daten mit den alten Aufzeichnungen abgleichen.
ما باید دادهها را با سوابق قدیمی تطبیق دهیم.
Bitte gleichen Sie die Liste mit der Datenbank ab.
لطفاً لیست را با پایگاه داده مقایسه کنید.