abgrätschen

Aussprache: /ˈapˌɡrɛtʃn̩/
Worttrennung: ab·grät·schen
فعل

با پا باز از وسیله ورزشی پریدن، از روی وسیله ورزشی با پا باز پایین آمدن

Beispiele

  • Die erste Gruppe muss versuchen, am Barrenende ''abzugrätschen''.گروه اول باید سعی کند در انتهای پارالل با پا باز پایین بیاید.

Bedeutungen

1 Dativ (dem Gegner) + Akkusativ (den Ball)

(در فوتبال) با تکل زدن توپ را از حریف گرفتن یا از او دور کردن

  • Der Mittelfeldspieler grätschte dem Gegner den Ball ab.هافبک توپ را از حریف تکل زد و گرفت.
  • Er versuchte, den Ball abzugrätschen, aber er traf nur das Bein.او سعی کرد توپ را تکل بزند، اما فقط به پای حریف خورد.