abgrasten

Aussprache: /apˈɡraːstn̩/
Wortzerlegung: ab·gras·ten
Konjugierte Form

چریدند، چراگاه کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک منطقه، موضوع یا مجموعه داده را به طور کامل و با دقت فراوان بررسی کردن تا هیچ جزئیاتی از قلم نیفتد؛ اغلب در زمینه تحقیقات علمی یا بررسی‌های جامع به کار می‌رود.

  • Die Forscher haben das gesamte Genom nach potenziellen Mutationen abgesucht.محققان کل ژنوم را برای یافتن جهش‌های احتمالی به دقت بررسی کردند.
  • Der Journalist rastete die verfügbaren Informationen über den Skandal ab, um ein umfassendes Bild zu erhalten.روزنامه‌نگار اطلاعات موجود در مورد رسوایی را به طور کامل بررسی کرد تا تصویری جامع به دست آورد.