abgreifen

Aussprache: /ˈapɡraɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: ab·grei·fen
فعل

لمس کردن (با دست)، بررسی کردن (با دست)، دسترسی پیدا کردن (به چیزی)، سوء استفاده کردن (از چیزی)

Beispiele

  • Die Krankengymnastin ''greift'' das verletzte Kniegelenk ''ab''.فیزیوتراپیست زانوی آسیب‌دیده را لمس می‌کند.
  • Was tun Sie, wenn Online-Kriminelle Ihre Daten ''abgegriffen'' haben?اگر مجرمان آنلاین اطلاعات شما را به سرقت ببرند، چه می‌کنید؟
  • Die Eingangstür wird jährlich von tausenden Besuchern ''abgegriffen''.در سالانه هزاران بازدید کننده درب ورودی را لمس می‌کنند.
  • Sie haben ihn gleich am Eingang ''abgegriffen'' und in einen dunklen Kombi verfrachtet.شما او را بلافاصله دم ورودی گرفتید و در یک استیشن واگن تاریک انداختید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(بر اثر استفاده یا لمس زیاد) فرسوده کردن، کهنه کردن

  • Die Tasten der Tastatur sind schon ganz abgegriffen.کلیدهای کیبورد کاملاً فرسوده شده‌اند.
  • Er hat das Buch so oft gelesen, dass die Seiten abgegriffen sind.او آن کتاب را آنقدر خوانده که صفحاتش کهنه شده‌اند.
2 Akkusativ

(اطلاعات، سیگنال) رهگیری کردن، شنود کردن

  • Die Geheimdienste können Telefongespräche abgreifen.سرویس‌های اطلاعاتی می‌توانند مکالمات تلفنی را شنود کنند.
  • Es ist illegal, Daten von fremden Servern abzugreifen.رهگیری داده‌ها از سرورهای دیگر غیرقانونی است.
3 Akkusativ

(چربی، سود) از روی چیزی برداشتن، جمع کردن

  • Man kann die Sahne von der Milch abgreifen.می‌توان خامه را از روی شیر برداشت.
  • Die Firma versucht, die größten Gewinne abzugreifen.شرکت تلاش می‌کند بیشترین سود را به دست آورد.