abgriffen
گرفته/برداشته شده (اسم مفعول)
Bedeutungen
1
اشاره به چیزی (مانند کتاب، لباس، یا اشیاء دیگر) که به دلیل استفاده مکرر و زیاد، ظاهر خود را از دست داده، کهنه، فرسوده و نخنما شده است؛ اغلب به صورت مجازی برای توصیف مفاهیم یا ایدههایی که دیگر تازگی ندارند، به کار میرود.
- Das Buch war so oft ausgeliehen worden, dass seine Seiten schon ganz abgriffen und vergilbt waren.کتاب آنقدر زیاد به امانت رفته بود که صفحاتش کاملاً فرسوده و زرد شده بودند.
- Die Argumente der Opposition klangen nach Jahren der Debatte abgriffen und wenig überzeugend.استدلالهای اپوزیسیون پس از سالها بحث، کهنه و کماثر به نظر میرسیدند.