abgrundhässlich

Aussprache: /apˈɡrʊntˌhɛslɪç/
Worttrennung: ab·grund·häss·lich
صفت

بسیار زشت، به طرز وحشتناکی زشت

Bedeutungen

1

بسیار زشت و ناخوشایند، به شکلی که گویی از اعماق جهنم آمده است.

  • Der Schauspieler trug eine abgrundhässliche Maske für seine Rolle.بازیگر برای نقشش یک ماسک بسیار زشت به چهره داشت.
  • Das alte Haus sah von außen abgrundhässlich aus.خانه قدیمی از بیرون به طرز وحشتناکی زشت به نظر می‌رسید.
  • Seine neue Frisur war einfach abgrundhässlich.مدل موی جدید او به سادگی بسیار زشت بود.