abhängen
بستگی داشتن، وابسته بودن، پایین آوردن، جدا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abhängen)
چیزی را از جایی که آویزان است جدا کردن یا پایین آوردن.
- Bitte hänge die Wäsche ab.لطفاً لباسها را از بند پایین بیاور.
- Sie hängte das Bild von der Wand ab.او تابلو را از دیوار پایین آورد.
2
von + Dativ (von jemandem / etwas abhängen)
بستگی داشتن به، وابسته بودن به.
- Das hängt von dir ab.این به تو بستگی دارد.
- Der Erfolg des Projekts hängt von der Finanzierung ab.موفقیت پروژه به تأمین مالی بستگی دارد.