abhären
پوست انداختن (برای حیوانات)، مو ریختن (فصل بهار و پاییز)
Beispiele
- Der Hund ''hat'' schon ''abgehärt.سگ قبلاً پوست انداخته است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
این فعل بسیار تخصصی یا غیر استاندارد است و به معنای کندن یا زدودن مو از چیزی (مثلاً پوست حیوان) به کار میرود.
- Das Fell muss vor der Verarbeitung abgehärt werden.پوست باید قبل از فرآوری مو زدایی شود.
- In der Gerberei werden die Häute abgehärt.در دباغخانه، پوستها مو زدایی میشوند.