abhären

Aussprache: /ˈapˌhɛːʁən/
Worttrennung: ab·hä·ren
فعل

پوست انداختن (برای حیوانات)، مو ریختن (فصل بهار و پاییز)

Beispiele

  • Der Hund ''hat'' schon ''abgehärt.سگ قبلاً پوست انداخته است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

این فعل بسیار تخصصی یا غیر استاندارد است و به معنای کندن یا زدودن مو از چیزی (مثلاً پوست حیوان) به کار می‌رود.

  • Das Fell muss vor der Verarbeitung abgehärt werden.پوست باید قبل از فرآوری مو زدایی شود.
  • In der Gerberei werden die Häute abgehärt.در دباغ‌خانه، پوست‌ها مو زدایی می‌شوند.