Konjugierte Form
قطع میکرد/میکردند
معانی و تعاریف abhackten:
- جدا کردن یا قطع کردن چیزی با ضربات تکراری و خشن، معمولاً با ابزار تیز مانند تبر یا چاقو.
- حذف کردن یا پاک کردن بخشهایی از یک متن، داده یا اطلاعات به صورت ناگهانی و کامل.
جملات نمونه برای abhackten:
Der Holzfäller hackte mit kräftigen Schlägen die Äste vom Stamm ab.
هیزمشکن با ضربات قوی، شاخهها را از تنه جدا کرد.
Man musste den verrosteten Bolzen mit Gewalt abhacken.
لازم بود پیچ زنگزده را با زور قطع کنند.
Der Redakteur musste einige kontroverse Passagen aus dem Manuskript abhacken.
ویراستار مجبور شد برخی از بخشهای بحثبرانگیز را از دستنوشته حذف کند.